ببار
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:38
کاش ابرها مهربان نبودند تا از نباریدنشان دلمان نمیخشکید. کاش عبوس بودن تا نباریدنشان را به پای خودمان نمینوشتیم. .. .. این روزها بد،باران میخواهیم. ... سلام....امتحانا تموم شد..خوب بودن تقریبا... این روزها هم عادیه....خیلی عادیه.. .. بیشتر شبها کتاب میخونم.....آتش بدون دود..نادر....دنیایست عجیب قشنگ...
بهار جان
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:38
داستان بود و بهار.مهربانی لب یار.چشم در چشم.بوس در کنار.. در شب مهتاب باز شدم بی تاب.حسته از روز.همچون شبتاب. باز هم تمام شد.باز هم گوی زمین به نقطه شروع بازگشت.دوباره زمین آماده میشود برای چرحشی دوباره. یک سال از دیروزی که روزی فردایی بود گذشت.یک سال پیرتر شدیم.پیر نه.مایوس کننده است.بزرگتر شدیم.یک...
رفت
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:38
رفت کاش ها را ادا نشده تمام کرد .. رفت تا شروعی باشد بر پرواز خیال من .. . . .. اینجا دلمان تنگ هم اغوشی ست..... آنجا.. همگی آغوش زده شده اند.. ... ................................................ پاورقی: یک ماه از سال گذشت..مثل برق رفت..هنوز به خودمون نیومده می بینیم امسالم داره تموم میشه و ساعت عم...
پاییزانه
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:38
برگ . . . افتاد . . . چه افتادنی!!!!! .. . . .. اینجا کسی در بالکن است کتاب ها را یک به یک می گشاید. برگ زردی از زمانه ای سبز لای آن میگذارد تا شکوه کلمات برگ را بخشکاند ... .. ... بی قرارم. تنها،بی قراران را درد میرسد.گاهی درد.درد نیست،درمان است.درمانی که تو را از شهر بیماران لاعلاج بی خیالی می رها...
بچرخ
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:37
بچرخ برقص به آواز بیا .. پا بکوب تا یخ زمین ترک بخورد برقص تا زمانه از رخوت در آید بچرخ و بگذار زمانه دستت را بگیرد و در آغوش تو و به رقص در آید و بخوان بخوان تا مهربانی پیک بهار باشد. ... .. .. ... سالها میگذرند یکی از پی دیگری دردها میمانند یکی بر روی دیگری .... امسال هم رفت .. سال تلخی بود.تلخ تل...
آمد
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:37
رفت آمد دلم را می گویم یک روز رفت یعنی دست خودش نبود. یکی آمد . او رفت. ولی فردا... همان که آمده بود رفت. . دلم آمد....! .. . . .. دلم بی تاب تمام شدن است.. ... سلام ... میون این همه سرگردونی دل من گرفته ماه پیشونی ..چاوشی گوش میدم... .... جمعه بدی بود ازون جمعه های بد...خسته کننده .... تو نیکی میکن...
دردهای نجیب
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:37
پیک آخر بزن به سلامتی دردهای خفته درد های نجیب. همراه روزها رفیق شب ها. آنها که اعتراض نمیکنند توقعی ندارند. پا به پای تو میرقصند میدان را خالی نمیکنند. آنها که برای تو زاده شده اند و تو رسالتی نداری جز به معراج رساندنشان. .. . . .. امروز فردایی نبود که دیروز انتظارش را میکشیدیم. .. اولین پستیه که خ...
مسافر
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:37
پاییز جان روزهایم همگی دوان اند. گویی تاب ایستادن ندارند. انگار مسافری عزیز از راهی دور آمده باشد. زانو زده آغوشش باز برای به آغوش کشیدن کودکانش. .. پاییز جانم روزهایم صبر به تو رسیدن ندارند. . . پ ن ... بغض..اشک پ ن ... دلم برای سالهای دور لک زده.