خرید بک لینک
داستان بود و بهار.مهربانی لب یار.چشم در چشم.بوس در کنار..

در شب مهتاب باز شدم بی تاب.حسته از روز.همچون شبتاب.

باز هم تمام شد.باز هم گوی زمین به نقطه شروع بازگشت.دوباره زمین آماده میشود برای چرحشی دوباره.

یک سال از دیروزی که روزی فردایی بود گذشت.یک سال پیرتر شدیم.پیر نه.مایوس کننده است.بزرگتر شدیم.یک سال با نگاهی گذشت.کاش میشد حداقل چند روز امسال را که بهانه هایی برای ماندن دارندرا برداشت.برداشت و به سال بعد ملحق کرد.تا در ثانیه های لبحند.گریزی زد و در قاب آن روزها خندید....ولی چه میشود کرد.جکایت ما حکایت چشم است و پرده سفید سینما.فقط میشود نگاه کرد و لذت برد و اشک ریخت.چه خندیده باشی و چه اشک ریخته باشی.باید صندلی را بگذاری و بیرون بیایی.فرقی هم نمیکند کدام صندلی نشسته باشی.بالای بالا سمت چپ یا پایین وسط...آنچه میماند صندلی مخمل قرمز است و پرده سفید .

....

...

بهارجان بر تو مبارک

بر تو مهلا و چزاره عزیزان جان...تنها خوانندگتن بلاگم...یادگار روزهای عسلی

امید دارم که سالی لبریز از نور انتظارتان را بکشد...

برچسب: بهار جان تولدت مبارک,بهار جانها,بهار جان,بهار جانها چاوشی,بهار جانها محسن چاوشی,آمد بهار جانها,آمد بهار جانها چاوشی,آمد بهار جانها محسن چاوشی,آمد بهار جانها دانلود,آمد بهار جانان محسن چاوشی, نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:38

صفحه بندی