خرید بک لینک

بچرخ

برقص

به آواز بیا

..

پا بکوب

تا یخ زمین ترک بخورد

برقص

تا زمانه از رخوت در آید

بچرخ و بگذار

زمانه دستت را بگیرد

و در آغوش تو

و به رقص در آید

و

بخوان

بخوان تا

مهربانی

پیک بهار باشد.

...

..

..

...

سالها میگذرند

یکی از پی دیگری

دردها میمانند

یکی بر روی دیگری

....

امسال هم رفت

..

سال تلخی بود.تلخ تلخ...

...

باز هم عید..بازم هم دلتنگی.باز هم عقده ای به اندازه یک آغوش.یک آغوش بغض در سینه دارم.

عید که میشود بغض میکنم.بغض گلویم را میفشارد و میچلاند...همیشه برایم بدترین لحظه لحظه خداحافظی بوده است.چه خداحافظی از یک نفر..چه خداحافظی از یک سال.هرچقدر هم آن سال تلخ باشد.

...

مثل همیشه یک پنجم حرف هایم را هم نتوانستم بزنم.

...

دوستان سالی خوب آرزو میکنم.

.

برچسب: بچرخ تا بچرخیم به انگلیسی,بچرخ تا بچرخیم,بچرخ ای چرخ گردون,بچرخونش کمرو,بچرخ ببینم,بچرخ و ببین,بچرخ تا بچرخیم رمان,بچرخ تا بچرخیم شعر,آسیاب بچرخ,شعر بچرخ, نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:37

صفحه بندی