بیا تکرار کنیم
به تکرار بگوییم دوستت دارم را
بگوییم و باز بگوییم.
بگوییم دردها رفتنی اند.
بگوییم تاریکی می رود
. بیا همدیگر را تکرار کنیم.
آنقدر می گویمت تا تو شوم
و تو
آنقدر مرا فریاد بزن
تا به شمایل من در آیی.
آن وقت
سپیده می زند.
خورشید من و تو هستیم.
...
..
.

.
..
...
کبوترانه میپرد دلم
به سوی شانه های تو
چه دل خوش است جان من
چه دل خوش است
..
1...به روال سابق سلام.البته اگه کسی هنوز منو میخونه.
.
2...گاهی نوشتن بهانه میخواد.باید یه دلیلی باشه که بنویسی.گاهی مینویسی و خودش بهانش رو پیدا میکنه.مورد دومی رو خیلی دوس دارم.چون ذهنت بازه به هر کجا دلش میخواد میره.آخر سر یه جایی پیدا میکنه و میشینه ولی با بهانه نوشتن سخته.محدوده خیالت.
.
3... بهمن همیشه برام حس آماده شدن برا جشن داشته....اگه بهمن یه روز هفته بود چهارشنبه بود.همونقدر امیدوار وهمونقدر نزدیک.
.
4... چزاره جان خیلی چیزا عوض شده...بعد بیشتر توضیح میدم.
.
5...خیل وقت بود این همه تایپ نکرده بودم چون همش با گوشی پست میزاشتم.
.
6... من توقع ندارم همنشینم شوی ای حضرت دریا........رضا بهرام گوش میدم.
.
7... شروع یک راه.امیدوارم.........
پایان
برچسب:
نویسنده: رها اسدیپور