سکوت...و همچنان سکوت..
دو چشم خسته من به این اعداد خیره شدن.6 و 2.عدد هایی که خیلی حرف دارن.حرف هایی از از زمانه ای دور....چه ثانیه هایی گذشته تا این دو عدد به هم رسیدن.چه ساعت هایی.چه روزهایی...چه لحظاتی بوده که جنگیدم و چه ثانیه هایی بوده که سپر انداختمو تسلیم شدم.تسلیم دست جبر..تسلیم کم کاری و رخوت.
بیست و شش ساله شده ام.کمی بیشتر از ربع قرن..سکوت
هی.....بگذریم.توی همه این سال ها چیزی رو که خوب یاد گرفتم این بوده که از کسی توقعی نداشته باشم و مسیولیت کار های خودم رو بپذیرم.کسی مجبور نبوده به من کمک کنه .تنها کسی که ازش توقع دارم و داشتم هودم بودم...خیلی مواقع بوده که با خودم میگم اطرافیان میتونستن کمک کنن و شاید با کمک اونا شرایز خیلی تغییر میکرد.ولی اون ور ذهنم میگه نه .کسی مجبور نیست کمک کنه.تو نباید انتظار داشته باشی.
فهمیدم درد ها دقیقا از جایی شروع میشه که انتظار و توقع شروع میشه..از جاییی که ما برای بخشش هامون انتظار بازخورد داریم.اینجاست که دیگه بخشش هامون دیگه از سر دوستی و مهربانی نیست.درد ها از جایی شروع میشه که ما جوری میبخشیم تا بازخورد زیباتری داشته باشه.و فرقی نمیکنه اون چیزی که میبخشیم محبت است یا صدقه...
تو این چند سال یاد گرفتم رفیق خیلی چیزه.هیچ وقت رفیقام از تعداد انگشتای یک دست بیشتر نشده ولی همونا واقعا رفیق بودن.رفیق رفیق.هیچ وقت از پشت ضربه نخوردم.دوستایی دارم که میشه بهشون لبخند زد.
تو این سال ها فهمیدم بزرگ شدن یه شوخی زشت بود.شوخی که کاش هیچ وقت باهامون نمیکردن.
فهمدم ممکنه یه خرگوش از یه لاکپشت شکست بخوره.اگه خرگوش یه خط راست نره.
فهمیدم خیلی وقت ها مجبور میشی به چیزی تن بدی و راضی باشی که یه روزی ازش متنفر بودی.یه چیزی که روز اول فک نمیکردی بشه روز مره تو.بشه یه پاراگراف گنده تو روز نوشت تو.نمیدونم حس خوبیه یا بدیه. یعنی بهتره بگم اصلا نمیخوام بهش فکر کنم.
فهمیدم نبود یه نفر نبود یک سیستم نیست.زندکی جریان داره.چه با من و چه بی من .
فهمیدم...
فهمیدم.....
خوب و بد در کنار هم گدشت.تلخ و شیرین.اصلا یه جورایی تلخ و شیرین مکمل همدیگه هستن.به قول مائو برای "من" بودن.یک "تو" لازمه.و برای اینکه شیرین معنا پیدا کنه باید تلخ وجود داشته باشه.
گله ای نیست.
به امید روزی که از زندگیمون راضی باشیم.
برچسب: 267 area code,262 area code,269 area code,260 area code,26,26th amendment,265,70r17,26 weeks pregnant,265,75r16,26 degrees celsius to fahrenheit,
نویسنده: رها اسدیپور