خرید بک لینک
پرسه میزنم

کوچه های بی تو بودن را

قدم به قدم

و منزل به منزل

به دنبال ردی از تو می گردم.

نگاهی جا مانده

پایی نرفته

آغوشی باز،

هر چیزی که جا گذاشته باشی،

هر چیزی که مرا به تو

پیوند زند.

مرا در خیال تو

غرق کند.

میگردم

و باز میگردم.

شاید

در پستویی

چشمانی آشنا یافتم.

...

..

..

....

درد ها

ابتدای اعتلای انسانند.

درد ها نمیرنجانند

بیدار میکنند

وجدان آفرینش را.

....

پاییز جان اومد.خیلی وقته باید میومد.برا من شیرین ترین انتظار،انتظار پاییزه.پاییز پر از الهامه.سرشار از حس.به قول چزاره برا من اومدن پاییز خیلی مهم تر از اومدن بهاره.
.....
مزن تیر خطا آرام بنشین و مگیر از خود
تماشای شکاری را که از دست تو خواهد رفت
گاهی اوقات لذت زندگی تو تماشاگر بودنه.اینکه صندلیتو بزاری تو سایه دیوار.تو یه عصر پاییزی و پرواز کبوتر ها رو تو آسمون تماشا کنی و لذت ببری.نه اینکه خودتو زخمی کنی تا اونو بگیری و بعد پراشو بچینی و بندازیش تو قفس.و از داشتنش سرمست باشی و بخوایی با علاقه نگاش کنی.دیگه هم اون زخمیه هم خودت.نه تو شوق نگاه کردن داری و نه اون توان پریدن.
.....
یه سفر خیلی خوب و خاطره انگیز.پر از اتفاقای خوب.گاهی اوقات قبل رفتن خیلی سخته برات و اصلا دلت نمیخواد بری و همش دنبال یه بهونه کلفتی برا نرفتن ولی دلیل رفتنت خیلی بزرگ تر از دلیل نرفتنته .میری،ولی بر خلاف تصورت اونقدر خوب و قشنگ میشه که میگی خداروشکر که اومدم و هستم.لحظات خیلی خوبی بود.پر از لحظات شیرین.آدم های خوب.
.....
بعضی آدمها بودنشون بی منته.حساب کتاب نمیکنن.فقط خوبن .دلشون رو گرفتن کف دستشون و به هر کی که نیاز داشت میبخشن و میرن.صادقن.یه رنگن.به قول خالد حسینی تو بادبادک باز، «بعضی آدمها اینقدر صاف و بی شیله پیله هستن که پیششون فک میکنی ریاکاری»..این جور آدمها کمن.ظریفن.باید مواظبشون بود.میشه خیلی چیز ها رو ازشون یاد گرفت.
.....
شهریور برا من شده فصل مسافرت.چند ساله تو شهریور مسافرت میکنم.
شهریور پارسال.واقعا لذت بخش.یک نصف روز عالی ....جات خالی بود چزاره
.....
بعضی لذت هاست که باید یکی همفکر خودت باهات باشه تا بهت خوش بگذره و لذت ببری.اگه با کسی باشی که فقط یه همراهه . هیچ لذتی نمیبری که هیج قداست اون لذت هم از بین میره.رفتن به کتابفروشی و کتاب خریدن ازین دسته که ترجیح می دم با کسی برم که عاشق کتابه.
....
بعضی وقت ها برای بار اول یکی رو میبینی ولی انگار خیلی وقته میشناسیش.
.....
گاهی اوقات آدم تحقق آرزوهاش رو تو کس دیگه ای میبینه و خوشحاله که راهی که اون نتونست بره رو یه دوست رفته.و ازین بابت شادمانه .منم وقتی دوستم از پایان نامش دفاع کرد این حسو داشتم.خیلی خوشحال.خیلی شادمان.
.....
پایان شب سیه سفید است...شادمانم از موفقیتت رفیق
برسد به دست مخاطب خیلی خاص.

.....

اولین پستیه که اینقدر پی نوشت داره و طولانی..تازه چنتا رو حذف کردم خخخخ

.....

یک شروع .یک ترس.یک امید.

....

بهترین هوای بندر الانه.وقتی که سر پستی.خنک و مطبوع.

..........

پاییزی قشنگ در انتظار داشته باشیم.

نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۶ساعت 3:2 توسط هادي|

برچسب: نویسنده: رها اسدی‌پور تاريخ: شنبه 15 مهر 1396 ساعت: 17:06

صفحه بندی